تولیدشده با هوش مصنوعی
عملکرد ضعیف دانشآموزان آلمانی در مطالعه PISA بیسابقه است
عملکرد ضعیف دانشآموزان آلمانی در مطالعه PISA
بر اساس گزارش جدید PISA، دانشآموزان آلمانی بدترین نتایج را از زمان آغاز این ارزیابیها به دست آوردهاند. بهطوریکه هر سومین نوجوان در آلمان در زمینههای ریاضی و خواندن با مشکلات جدی مواجه است. بهخصوص، ضعف در مهارتهای خواندن در دیگر کشورها نیز نگرانکننده به نظر میرسد.
دادههای منتشر شده نشان میدهد که عملکرد جوانان آلمانی در زمینههای ریاضی، خواندن و علوم طبیعی به پایینترین سطح خود رسیده است. این ارزیابیها به بررسی تواناییهای ۱۵ سالهها در بیش از ۹۰ کشور جهان میپردازد و هدف آن سنجش توانایی دانشآموزان در بهکارگیری دانش خود است. بهعنوان مثال، توانایی درک یک ایمیل طولانی و شناسایی خواستههای مطرح شده در آن، یا مقایسه قیمتها و تفسیر صحیح اطلاعات موجود در نمودارها.
ساموئل گریف، مدیر ملی مطالعه PISA در آلمان، به این نتایج اشاره کرده و میگوید: "نتایج ضعیفتر از همیشه". در آلمان، هر سومین نوجوان ۱۵ ساله در زمینه خواندن و ریاضی به سطح پایهای از مهارتها دست نیافته است و در علوم طبیعی، این رقم به حدود هر چهارم میرسد. این عملکردها در هر سه حوزه به پایینترین حد خود از زمان آغاز مطالعات PISA در ۲۵ سال پیش رسیده است.
مدیر مطالعه PISA در آلمان، ساموئل گریف، میگوید که روند بهبود به پایان رسیده است. از سال ۲۰۱۵ به این سو، عملکرد دانشآموزان بهطور مداوم در حال کاهش است. در سال ۲۰۱۵، نوجوانان در ریاضی بیش از ۵۰۰ امتیاز PISA کسب کرده بودند، اما اکنون این رقم به ۴۶۴ کاهش یافته است.
نگرانی OECD از افت مهارتهای خواندن
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، که مطالعه PISA را هماهنگ میکند، نگران کاهش مهارتهای خواندن در بسیاری از کشورهاست. زیرا خواندن، اساس تقریباً تمام یادگیریهای دیگر است. اگر یک دانشآموز نتواند یک مسأله متنی در ریاضی را درک کند، نمیتواند آن را حل کند.
درک متون طولانی و پیچیده برای بسیاری از نوجوانان دشوار شده است. در عین حال، تعداد "خوانندگان عجلهای" در سطح بینالمللی افزایش یافته است. به این معنا که نوجوانان فقط به سرعت متون را مرور میکنند و اغلب پاسخهای نادرستی ارائه میدهند.
اندریاس شلایشر، مدیر آموزشی OECD، این روند را در عصر هوش مصنوعی نگرانکننده میداند. زیرا مهارتهایی که در آینده اهمیت بیشتری خواهند داشت، در حال کاهش هستند: توانایی پرسش انتقادی از اطلاعات، شناسایی روابط و توسعه یک دیدگاه شخصی.
OECD یک توضیح ممکن برای این روند را در تغییر رفتار خواندن میبیند. مرور سریع محتوا در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و تیکتاک میتواند باعث شود که خواندن متمرکز دشوارتر شود. با این حال، PISA نمیتواند این ارتباط را اثبات کند.
کشورهایی که در زمینه آموزش موفقتر هستند
مطالعه PISA همچنین نشان میدهد که میتوان به شیوههای بهتری عمل کرد. کشورهایی مانند سنگاپور، ژاپن، استونی و کره جنوبی از جمله کشورهایی هستند که دارای نظامهای آموزشی قویتری هستند. ساموئل گریف تأکید میکند که آنها تنها به اصلاحات بزرگ تکیه نکردهاند، بلکه بهطور مداوم در حال پیشرفت هستند.
کانادا نیز در بسیاری از زمینهها عملکرد خوبی دارد: در این کشور بهسرعت مشکلات دانشآموزان شناسایی میشود. بهعنوان مثال، اگر دانشآموزی در محاسبات درصدی دچار مشکل باشد، حمایتهای هدفمندی به او ارائه میشود که موفقیت آنها بعداً بررسی میشود. استونی نیز در زمینه دیجیتالی شدن، یک مفهوم یکپارچه را دنبال میکند: کودکان از دوران مهدکودک تجربههای دیجیتالی اولیه را کسب میکنند و سپس یاد میگیرند که ایمیل بنویسند و اپلیکیشنها را برنامهنویسی کنند.
اندریاس شلایشر، مدیر آموزشی OECD، یک ویژگی مشترک دیگر در نظامهای آموزشی موفق را اینگونه بیان میکند: در این نظامها، حجم مطالب کمتری ارائه میشود، اما با عمق بیشتری. معلمان زمان کافی برای توسعه مفاهیم آموزشی خوب و توجه به دانشآموزان فردی دارند.
مشکل اجتماعی در آلمان
یک مشکل پایدار در آلمان وجود دارد: موفقیت آموزشی هنوز به شدت به خانوادهای که کودک از آن میآید وابسته است. تفاوتها بین نوجوانان اجتماعی مرفه و محروم از سال ۲۰۱۵ حتی بیشتر شده است. ساموئل گریف هشدار میدهد که این موضوع نباید به یک بحث مختصر در مورد مهاجرت محدود شود: خط تفکیک اصلی بین کودکان از شرایط مرفه و محروم است. بهعنوان مثال، نوجوانان از شرایط مرفه در علوم طبیعی بهطور قابل توجهی بهتر عمل میکنند.
انگلستان نشان میدهد که میتوان به این مشکلات پاسخ داد. در این کشور، مدارس برای کودکان از شرایط اجتماعی دشوار، منابع اضافی دریافت میکنند و میتوانند خود تصمیم بگیرند که چگونه از این منابع استفاده کنند. در نتیجه، کودکان محروم در آنجا شانسهای بهتری نسبت به آلمان دارند.
ایدههایی برای بهبود نظام آموزشی
با این حال، در آلمان نیز رویکردهای مثبتی وجود دارد. گریف به برنامه "فرصتهای شروع" اشاره میکند: این برنامه به حدود ۴۰۰۰ مدرسه با شرایط اجتماعی دشوار بهمدت ۱۰ سال بهطور هدفمند کمک میکند. دولت و ایالتها برای این منظور ۲۰ میلیارد یورو اختصاص دادهاند.
بنابراین، گریف میگوید که کمبود ایدهها وجود ندارد: کودکان باید زودتر حمایت شوند، مشکلات باید سریعتر شناسایی شوند و مدارس در مناطق دشوار باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرند. مشکل اصلی در اجرای این ایدههاست، یعنی اینکه چگونه میتوان رویکردهای موفق را بهطور گسترده و پایدار در نظام آموزشی پیادهسازی کرد.
سؤال کلیدی پس از ۲۵ سال مطالعه PISA این است که آیا میتوان دانش موجود را بهطور دائمی در فعالیتهای روزمره مدرسه پیادهسازی کرد.
پیوند منبع اصلی: لینک