تولیدشده با هوش مصنوعی
۲۵ سال از تصویب قانون زندگی مشترک در آلمان گذشت
در تاریخ ۱ اوت ۲۰۰۱، قانون زندگی مشترک در آلمان به تصویب رسید و برای نخستین بار، زوجهای همجنسگرا در این کشور یک چهارچوب قانونی مشابه با ازدواج دریافت کردند. اما برای رسیدن به قانون ازدواج، هنوز ۱۶ سال دیگر باید منتظر میماندند.
الکساندر وگت، عضو هیئتمدیرهٔ «تنوع کوئیر» در این باره میگوید: "قانون زندگی مشترک یک نقطه عطف برای شناسایی قانونی زوجهای همجنسگرا در آلمان و سنگبنای گشایش ازدواج بود. این قانون برای نخستین بار یک شراکت قانونی با حقوق مشابه ازدواج (مانند حقوق ارث، نفقه و حق اقامت) را ممکن ساخت، اما در بسیاری از زمینهها (مانند فرزندخواندگی و حقوق مالیاتی) همچنان تبعیضآمیز باقی ماند. با این حال، ما با این قانون حداقل یک قدم به جلو برداشتیم و یک پایهٔ محکم برای کسب حقوق بیشتر، عمدتاً از طریق مراجعه به دیوان قانون اساسی، فراهم کردیم."
پیش از تصویب این قانون، بحثهای سیاسی شدیدی در جریان بود. اتحادیهٔ محافظهکار شامل CDU و CSU این قانون را "حملهای غیرقانونی به ازدواج و خانواده" توصیف کردند. در مقابل، مارگوت فون رنسه، نمایندهٔ SPD، این قانون را "یک اقدام دیرهنگام برای جبران" نامید.
وگت در ادامه میافزاید: "مقابلهٔ شدید محافظهکاران از جمله کلیساها و گروههای مدنی وجود داشت. این بحثها نمایانگر جنگ فرهنگی کلاسیک بین ارزشهای سنتی و پیشرفته بود."
با اکثریت ائتلاف دولتی متشکل از سوسیالدموکراتها و سبزها، بوندستاگ در نوامبر ۲۰۰۰ قانون زندگی مشترک را تصویب کرد، در حالی که نمایندگان اتحادیه و حزب لیبرال FDP به این قانون رأی منفی دادند.
مردم آلمان در آن زمان یک گام جلوتر از سیاستمداران بودند. در یک نظرسنجی در سال ۱۹۹۹، ۵۵ درصد از پاسخدهندگان از قانون زندگی مشترک حمایت کرده بودند.
با این حال، آلمان پیشگام نبود. دانمارک نخستین کشور جهان بود که در سال ۱۹۸۹ زندگی مشترک برای زوجهای همجنسگرا را معرفی کرد. در اواسط دههٔ ۹۰، نروژ، سوئد و ایسلند و در سال ۱۹۹۹ فرانسه نیز به این روند پیوستند.
ریچارد لوچو و همسرش هاینز-فریدریش هارره، ۲۵ سال پیش نخستین زوج همجنسگرایی بودند که بر اساس قانون جدید زندگی مشترک در آلمان در ادارهٔ ثبت احوال با یکدیگر پیمان زناشویی بستند. آنها به مدت ۱۰ سال برای برابری حقوقی خود به عنوان یک زوج مبارزه کرده بودند. در سال ۱۹۹۲، آنها به طور نمادین از ادارهٔ ثبت احوال درخواست صدور اعلامیه ازدواج کردند - به همراه ۲۵۰ زوج همجنسگرا دیگر در آلمان. وقتی درخواست آنها رد شد، به دیوان قانون اساسی شکایت کردند. لوچو در این باره میگوید: "ما فقط میخواستیم که به صورت برابر با دیگران treated شویم."
در آن زمان، دیوان قانون اساسی حکم داد که ازدواج مسئلهای بین مرد و زن است، اما قانونگذار را ملزم کرد که اطمینان حاصل کند که شراکتهای همجنسگرا مورد تبعیض قرار نگیرند. وقتی بوندستاگ این موضوع را با قانون زندگی مشترک به اجرا درآورد، لوچو و هارره بلافاصله واکنش نشان دادند و گفتند: "ما بلافاصله گفتیم: حالا این کار را انجام میدهیم."
قانون زندگی مشترک مسائلی مانند حقوق نام، نفقه و ارث را تنظیم میکند. در سالهای بعد، این قانون به تدریج گسترش یافت: در سال ۲۰۰۴ با پذیرش فرزندخواندگی برای فرزندان همسر، و بعداً با برابری مالیاتی از طریق چندین حکم دیوان قانون اساسی. اما این قانون همچنین وظایفی را برای شرکا تعیین میکند، مانند وظیفهٔ حمایت و نفقهٔ متقابل.
قانون زندگی مشترک تنها اولین قدم به سوی برابری بود. گام تعیینکنندهٔ بعدی در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۱۷ با تصویب قانون گشایش ازدواج، که به نام "ازدواج برای همه" شناخته میشود، برداشته شد.
این قانون نیز با سختی به تصویب رسید. احزاب اتحادیه، که از سال ۲۰۰۵ تحت رهبری آنگلا مرکل بودند، مانع تصویب این قانون شدند. سرانجام مرکل اجازهٔ رأیگیری بدون فشار حزبی را صادر کرد، به این معنی که نمایندگان باید فقط به وجدان خود عمل کنند: به این ترتیب، در سال ۲۰۱۷ اکثریت به دست آمد.
بودو منده و کارل کریله نخستین زوج همجنسگرا بودند که ازدواج کردند. منده در مصاحبهای با DW در مورد قانون زندگی مشترک سال ۲۰۰۱ گفت: "این یک شراکت در سطح دوم بود." با وجود اینکه به لحاظ قانونی محدودیتهای چندانی وجود نداشت، اما وضعیت آنها به عنوان زوجی که ازدواج کردهاند، وجود نداشت.
بر اساس آمارهای ادارهٔ آمار فدرال، تا سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۸,۰۰۰ زوج از این امکان جدید استفاده خواهند کرد. در عین حال، حدود ۲۴,۰۰۰ شراکت ثبتشده هنوز ادامه دارد و میتوانند به درخواست خود به ازدواج تبدیل شوند.
با این حال، "ازدواج برای همه" هنوز به معنای برابری کامل نیست.
شرکای یک ازدواج حقوق بیشتری دارند، مثلاً در زمینهٔ حقوق نام، فرزندخواندگی و توازن تأمین اجتماعی. و در سطح بینالمللی، ازدواج بیشتر مورد شناسایی قرار میگیرد.
با این وجود، هنوز تفاوتهایی با زوجهای مختلفالجنسی وجود دارد. الکساندر وگت از «تنوع کوئیر» یک مثال در زمینهٔ حقوق نسبی میزند: "اگر یک کودک در یک خانواده دو مادری به دنیا بیاید، مادر غیرزیستی باید ابتدا یک فرایند فرزندخواندگی را طی کند تا والدین خود را به دست آورد. در مورد زوجهای متفاوتالجنسی این مورد وجود ندارد." این میتواند عواقب غیرقابل تصوری داشته باشد: اگر مادر زیستی قبل از اینکه شریکش بتواند کودک را به فرزندخواندگی بپذیرد، فوت کند، کودک به عنوان یتیم کامل شناخته میشود.
الکساندر وگت در پایان به تحولات اجتماعی اشاره میکند و میگوید: "پذیرش ازدواجهای همجنسگرا به وضوح افزایش یافته است." این موضوع همچنین شامل افراد کوئیر به طور کلی میشود. اما با توجه به حملهٔ اخیر در برلین به رژهٔ خیابان کریستوفر، او میگوید: "ما در سالهای اخیر بیشتر دیده شدهایم، اما احساس امنیت بیشتری نداریم، زیرا خشونت و جرمهای نفرتانگیز به ویژه علیه افراد کوئیر به شدت افزایش یافته است. از سال ۲۰۱۰، طبق آمارهای پلیس فدرال، این آمار ده برابر شده است! حمله در برلین نقطهٔ اوج تراژیک و بهویژه با تأثیر عمومی بوده است."
پیوند منبع اصلی: لینک